جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

71

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

مهد نبوت مهد نبوت : سرزمينى كه هم در گذشته و هم در آينده - هر دو - سرزمين معجزه بوده و خواهد بود . فلات پهناورى كه اگر در آن باران مىباريد و سرسبز و خرم و پرگياه و بارورش مىساخت ، همهء گرسنگان دنيا را سير مىنمود و همه برهنگان جهان را مىپوشاند . اين فلات ، به اندازه‌اى وسيع و پهناور است كه هيچ خيالى نمىتواند حدى برايش قائل شود و فكرى نمىتواند آن را به‌خاطر بسپارد . آن‌جا فلاتى است كه از ابتداى تكوين و خلقت ، در دل صخره‌هايى سخت ريگزارى متحرك و مواج بوده است . وزش باد ، ريگ و شن آن را در هوا بازى مىداده و مىچرخانده تا در واقع سرزمينى به‌وجود آمده كه مىجوشد و در انقلاب است . آرى ! سرزمينى از تپه‌ها و دره‌هاى شنى كه همواره در حال تلاطم و نشست و برخاست مىباشد و كوه‌هاى كم‌ارتفاع و بىگياهى كه هرگز باران نديده و در دل ريگزار خشك نشسته‌اند . همه‌جاى اين سرزمين تفتيده ، سخت و آتش‌فشانى ، مملوّ از سنگ‌هاى سياه و پوسيده و سوراخ‌سوراخى است كه گويى در آتش گداخته شده و به گوشه‌اى پرتاب شده‌اند و گويا هنوز هم حرارت و سياهى را در خود حفظ كرده‌اند . آن‌جا را « سرزمين سوخته » نام كرده‌اند و نام‌هاى ديگرى نيز از اين قبيل برايش